تا پست گذاشتم رفتم اینستاگرم رو چک کردم و این خبر رو دیدم که یه روزنامه معروف کانادا، از دانشگاه مک گیل خواسته ارتباطش رو با دانشگاههای ایران قطع کنه و دیگه به دلایل سیاسی، پذیرش به دانشجوهای 1 نده! به حدی عصبانی شدم که یاد موضوع "اخراج دانشجویان ایرانی از اوکراین" به دلایل سیاسی افتادم. خوب به خاطر دارم دوستم برام این خبر رو فرستاده بود و از عصبانیت من تعجب کرده بود. به اوکراین حق میداد که دانشجوهای ایرانی رو اخراج کنه؛ چرا که جنگ واقعا چیز بدیه و ایرانیها، یادآور این قضیه برای اونها هستن!
آدمی که تا به حال یک بار هم توی مسیر اخذ پذیرش نیفتاده، نمیدونه چه قدر شخصی که برای این کار اقدام میکنه هزینه -اعم از مادی و معنوی- میده! نمیدونه چه قدر دانشجویی مهاجرت کردن سخته! حتی اگه با پذیرش فول فاند هم کسی مهاجرت کنه، باز هم هزینه خواهد داد! این مدل آدمهایی که که توی ایرانن و فکر میکنن من مهاجرت نمیکنم یا آدمهایی که مهاجرت کردن و الان فکر میکنن خب دولتها حق دارن، به نظر من عجیبترین آدمهای روی زمین هستن! ممکنه خارجیها ندونن ولی ما خوب میدونیم دو نوع مردم توی ایران داریم که هیچ شباهتی هم به هم ندارن. در ضمن، حتی اگه از پاس ایرانی بگذریم، ما همیشه کلهسیاه غربتی خواهیم بود و ایرانی بودن روی پیشونی همهمون حک شده! این رنج، گربیانگیر همهمون خواهد بود.
به حد مرگ عصبانیم واقعا...
برچسب:
نویسنده: نیکی اسماعیلی