خرید بک لینک

تو تنها نموندی که حال دل بی‌قرار رو بفهمی، عزیزت نرفته که تشویش سوت قطار رو بفهمی...

در روز جاری توی اتاق انتظار اورژانس نشسته بودم و به مفهوم "تنهایی" فکر می‌کردم. در این چند سال عمرم، بارها فکر می‌کردم "به تنهایی" دارم موقعیتی رو اداره می‌کنم، ولی در روز جاری متوجه شدم تابه‌حال توی زندگی‌م هیچوقت "تنها" نبودم. روزها و موقعیت‌هایی رو "به تنهایی" گذروندم ولی همیشه می‌دونستم با یک تماس، دیگه "تنها' نخواهم بود، اما در زمان حاضر به معنای واقعی کلمه، "تنها" بودم.

امیدوارم بعد از من، هیچوقت هیچکس متوجه تفاوت "تنهایی" و "به تنهایی" نشه...

برچسب: نویسنده: نیکی اسماعیلی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:21

صفحه بندی