امروز حدود سه ساعتی منتظر تزریق دز سوم آسترازنکا بودم و در طول این مدت هیچکس رو ندیدم عکس بگیره و بخواد استوری بذاره و به بقیه فخر بفروشه که آسترازنکا زده؛ دقیقا بر خلاف چند ماه قبل! 1 هم همچین چیزیه. انقدر یه چیزهایی جلو چشمت بوده که برات عادی شده و دلیلی نمیبینی سر صحبت رو با یکی باز کنی که بخوای بگی مالک چی هستی و نیستی!
برچسب:
نویسنده: نیکی اسماعیلی