وبلاگش رو بستم و زیر لب گفتم "چه مزخرف!" توئیتش رو رد کردم و گفتم "چه بیمنطق!" صفحه چتش رو بستم و زیر لب گفتم "چه احمقانه!" در رو پشت سرش بستم و زیر لب گفتم "چه مسخره!"...
داشتم فکر میکردم این روزها انقدر از آدمها ناامیدم که اگر کسی مستقیما ازم بپرسه "راجعبهش چی فکر میکنم و چرا باهاش قطع رابطه کردم/دوست دارم قطع رابطه کنم" به 1 جوابش رو با صداقت کامل میدم.
اگر گلهای از گذشته مونده که دوست دارید باهام به اشتراک بذارید، این پست مخصوص شماست...
برچسب:
نویسنده: نیکی اسماعیلی