خرید بک لینک

چند وقت پیش توی اینستا چرخ میزدم و دیدم از یک بلاگر خانم که پارتنرش از خودش دو یا سه سال کوچکتر بود، یک خانم دیگری پرسیده بود "من میخوام با یه پسر وارد رابطه شم اما سنش از من کمتره. این که پارتنرت از خودت کوچکتره، مشکلی ایجاد نمیکنه؟" و اون بلاگر جواب داده بود "معلومه که نه! میزان فهم و شعور یک آدم به سنش نیست! بعضی آدمها بیشتر از سنشون میفهمن و ..." از اونجایی که در پستهای قبلتر هم نوشتم که هر چه قدر سنم بالاتر میره، بیشتر به مقوله "سن" احترام میذارم، همین اظهارنظر باعث شد که من دنبالش کنم تا به امروز! توی این مدتی که من زندگیشون رو دنبال میکردم، چند باری با هم بحث داشتن و این دعواها علنی هم شده بود ولی ظاهرا چند هفتهای هست این رابطه رو برای همیشه تموم کردن و این بار که از خانم بلاگر نظرش رو پرسیده بودن، گفته بود "با کسی برید توی رابطه که یه مرد باشه؛ نه یه بچه!"

جدا از بحث سن، مدتهاست دارم به این فکر میکنم فاکتور "موقعیت" عجب فاکتوریه که میتونه به راحتی عقل و منطق آدم رو ویران کنه! "موقعیت یک شخص" میتونه از یک طرف بهش این حس رو القاء کنه که یک کشور، یک آدم، یک اتفاق، یک خصوصیت یا هر چیز دیگهای، فوقالعادهست و از یک طرف بهش این حس رو القاء کنه که بدترینه. اون آدم به شما هیچوقت دروغ نمیگه، بلکه حسش در اون لحظه رو با شما تقسیم میکنه. در نتیجه، دنیا رو در اون لحظه از همون زاویه میبینه و در اون زمان، براش دنیا یا سیاه مطلقه یا سفید!

قبل از مشورت با آدمها و از زاویه دید اون آدم، دنیا رو دیدن، به "موقعیت" اون شخص توجه کنید؛ چرا که اگه سیاه و سفید دیدن خوب بود، هیچوقت 1 1 ساخته نمیشد و هر روز در انتقال بیشتر جزئیات رنگها، پیشرفت نمیکرد...

+ نوشته شده در  Fri 4 Aug 2023ساعت 21:31  | 

برچسب: نویسنده: نیکی اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 18:35

صفحه بندی